سلام.من دیروز تاپیک زدم.(جونم دراومد) درباره نامزدم.دیروز بازم زنگ زدم پیام دادم.ج نداد.الان بهش اس دادم ک دیگه نمیتونم باهات بمونم.هنوز ج نداده.منم فکرامو کردم.جدایی بهتره.خسته شدم.چ برنامه هایی ک برای عروسی و جهاز نداشتم😖😖😖😖😖😖😖😖😖😖
...اما چقدر دلخوشی خواب ها کم است.خاطرات تو دنیایم را سوزاندند تا فراموش شود یاد تو هرچند نشد.
حسابی برخورده بهش بگو میتونستی تو این مدت ثابت کنی بهم که خلاف اینه نمیدونم والا این حرفای مارو ول ...
خب چرا برميخوره!جواب بده دیگه بهش،مطمئن اش کنه،همون قدر ک ی زن باید مرد رو و نيازهاشو درک کنه ،مرد هم باید بدونه چقد اذیت کنندس ک فکر کنی شوهرت فقط برای س ک س ميخادت،نه اینکه علاقه نباشه ها نه هست وگرنه ک چ نیازی ب ازدواج بود ولی اينکه اولین تصورش این باشه خیلی بده!!!!
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
ی چیزی هم بگم ته دلت خالی نشه فقط ی گوشه ذهنت داشته باش،گفتی برات طلا بگیره تا راضی بشی اونم گفت ی روز قبل عقد میگیرم!!!خب اونوقت فرداش بزنه زیرش طلا ها رو هم که میتونه بگیره ازت اونوقت چی?!!!