خیلی سخته برای اطرافیان من پدرم حدودسه ماه توکمابود خیلی زجراوربود برامون من حاضرنشدم یک بارهم برم بیمارستان هروقت حرف بیمارستان میشدمیخواستم فلج بشم طاقت دیدنش تواون حال رونداشتم اخرشم ندیدمش متنفرم ازسکته مغزی وکما
زمان بیماری پدرم وبعدازفوت پدرم پیرشدم موهام سفیدشدوقتی تنها تکیه گاهمو ازدست دادم به حق این شبهای عزیزومبارک ماه رمضان خداشفای عاجل به خواهراستارتربده.