خدابیامرزتشون،خدا خیلی دوستتون داشته پس ولی ما هر لخظه زجر کش میشیم بابا بزرگم دیگـ نمیتونه بمونه،ا ...
شب اخروقتی گفتن دیگه بدنش هیچ سرم ودستگاهی روتحویل نمیگیره غیرمستقیم گفتن که شب اخره اون شب گفتم خدایا راحتش کن مظلوم ترین بنده ات خیــــلی زجرکشیدتواین ۴ ماه خیلی سخته که به جایی برسی که برای عزیزترین فردزندگیت طلب مرگ کنی هنوزم ازهمه افرادزندگیم بیشتردوسش دارم هنوزنشده کسی روازپدرم بیشتر دوست بدارم هرروزکنارمه هرلحظه دریادمه بعداز حدود٢ سال ونیم بعدازهرنماز وهرغذابراش دعامیکنم فاتحه میخونم ان شالله همونجوری که دوست دارید بشه مادربزرگتون الان چیزی از اطراف نمیفهمه ودرکی نداره فقط زحمت شمازیادشده
برای کسی بمیر که حالا اگه برات تب نکرد لااقل یه قولنجی رودلی چیزی کنه
عزیزم نگران نباش یکی از اشناهای ما تو ۳۰ سالگی سکته مغزی کرد خیلی شدید. یه ماه تو کما بود . شکر خدا الان حالش خیلی خوبه. اولاش یکم سخته. شاید یه قسمتایی از بدنش فلج باشه ولی طوری نیس. اون حتی سرکار هم میره و زندگیشو هم داره. خیلی معمولی.
برای خواهر شما هم دعا می کنم. انشالله که مشکلشون کاملا حل شه و سلامت باشن