یه پسری رو پنج ساله میشناسم و دوسه ساله باهاش تو رابطم و یه بار هم باهاش کات کردم و دوباره بهش برگشتم چون بعدش با هر پسری آشنا شدم اینقد روانی و لاشی بودن و اینقد اذیتم کردن که حالم از تموم مردا بهم خورد و همشون دنبال سواستفاده بودن و کلا خیلی وضعیتشون داغون بود
این دوست پسرم از لحاظ اخلاق و رفتار پسر خیلی خوبیه و خیلی باشعوره و واقعا خیلی دوستم داره و فقط مشکلی که هست اینه که از لحاظ ظاهری زیاد به دلم نمیشینه خیلی به چشمم معمولیه و معیارهای ظاهری که همیشه دلم میخواست پارتنرم داشته باشه رو نداره تنها خوبی که داره اینه که قد بلنده و تمام کسایی که از لحاظ ظاهری واقعا تایپم بودن لاشی یا روانی از آب درمیومدن و شدیدا پشیمونم میکردن برای همین چشمام ترسیده و از طرفی دوست پسرم تحصیلات داره و پسر کاری ایه و پرستاره و یه حقوق در حد بیست تومن و یه ماشین داره و خانوادش هم وضعشون معمولیه و خودش هم میگه من تا پنج سال دیگه که سی سالم بشه میخوام بیام خواستگاریش و الان شرایط ندارم
شما جای من بودین چیکار میکردین؟از طرفی خیلی دوسم داره و باهاش حالم خوبه و از طرفی حالم از تمام مردا بهم خورده اینقد که پسر خوب کم دیدم ولی همش برام اینجوریه که به کم راضی شدم انگار...
ولی میترسم باز از دستش بدم و دلش رو بشکونم و باز مثل اوندفعه فقط آدمای لاشی و کثافت فقط سمتم بیان من واقعا پسر خوب خیلی خیلی کم میبینم
اوندفعه که دلش رو شکوندم و باهاش کات کردم بدجور کارما پس دادم و هرکی سر راهم اومد خیلی اذیتم کرد واسه همین الان چشمم ترسیده شما جای من بودین چیکار میکردین؟!