2777
2789
عنوان

برادر سمی

1106 بازدید | 28 پست

بچه ها برادر بزرگ ترم به شدت سمی و انرژی خواره یعنی وقتی میبینمش یاحتی صداشو میشنوم حالم بد میشه انگار همه انرژیمو میخوره متاسفانه خونه هامون هم بهم نزدیکه و بیشتر وقتا اینجاست وقتی مجرد بوداز شرش یک ثانیه هم ارامش نداشتیم الانم که متاهله از اون موقع بدتره واقعا یه موجود حال بهم زن و عجیبیه و همه حرفاشو با دادوبیداد میزنه من باهاش حرف نمیزنم ولی واقعا داره بیمارم میکنه نمیدونم چه کنم شما راهی دارین

میاد خونه پدرش و مادرتون یعنی؟

مفت خور هست پس

بیا بنویسیم مثل درس، مثل مشق، تو کتاب تاریخ فردا... بیا بنویسیم ما هنوز زنده ایم، زیر بار غم ها و دردا .... بیا بنویسیم روزگار قاتل امیده، ولی ما میدونیم شب تار، آخرش سپیده.... جنگ و قهر و تحریم و ستم، این جهان پلشته، کی میدونه غیر خودمون، چی به ما گذشته..... هیشکی توی تاریخ، قد ما خون دل نخورده، واسه یه ذره زندگی اینهمه نمرده .... ته همه این غما، باز ما سربلندیم، یه روزی میاد که با هم دوباره بخندیم .... بماند به یادگار، زمستان ۱۴۰۴

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

خب بقیه باز میکنن خونه خودم بود درو باز نمیکردم

اهاااان فکر کردم خونه خودتی خب وقتی اومد برو تو اتاقت یا خودتو بزن به خواب تا جایی که میتونی ازش دور باش

لطفا ادمایه مزخرف و متوهم ریپ نزنن🎀

داداش منم همینه.به قول خودت انرژی خوار.صداشو میشنوم ترس به وجودم میوفته انقدر که وقتی بچه بودم میزدم و خانوادم دخالتی نمیکردن.خیلی خیلی خیلی هم حسوده همیشه من که خواهرش بودم رو تو فامیل خراب میکرد.هر وقت میبینم با حرفاش سعی داره تحقیرم کنه.بازم خدارو شکر کن نمیبینیش تمام روز

بله بهم نزدیکیم همیشه میاد میگن خونه پدرمونه به کسی ربطی نداره

کاری نمیتونی بکنی واقعا عزیزم

مگر اینکه پدر و مادرت باهاشون قطع رابطه کنن که نمیکنن

بیا بنویسیم مثل درس، مثل مشق، تو کتاب تاریخ فردا... بیا بنویسیم ما هنوز زنده ایم، زیر بار غم ها و دردا .... بیا بنویسیم روزگار قاتل امیده، ولی ما میدونیم شب تار، آخرش سپیده.... جنگ و قهر و تحریم و ستم، این جهان پلشته، کی میدونه غیر خودمون، چی به ما گذشته..... هیشکی توی تاریخ، قد ما خون دل نخورده، واسه یه ذره زندگی اینهمه نمرده .... ته همه این غما، باز ما سربلندیم، یه روزی میاد که با هم دوباره بخندیم .... بماند به یادگار، زمستان ۱۴۰۴

اهاااان فکر کردم خونه خودتی خب وقتی اومد برو تو اتاقت یا خودتو بزن به خواب تا جایی که میتونی ازش دور ...

اینکارو میکنم ولی باز انرژیمو میخوره بعد هرموقع میاد دیگه خیلی اینجاست اصلا پا نمیشه بره من نمیتونم اون همه ساعت تو اتاق باشم خیلی اذیتم

تنها کاری که میشه بکنی اینه که خودت رو سرگرم کنی که کمتر ببینی شون

مثلا بری کلاس یا بری سالن مطالعه باشگاه پیاده روی و ....


بیا بنویسیم مثل درس، مثل مشق، تو کتاب تاریخ فردا... بیا بنویسیم ما هنوز زنده ایم، زیر بار غم ها و دردا .... بیا بنویسیم روزگار قاتل امیده، ولی ما میدونیم شب تار، آخرش سپیده.... جنگ و قهر و تحریم و ستم، این جهان پلشته، کی میدونه غیر خودمون، چی به ما گذشته..... هیشکی توی تاریخ، قد ما خون دل نخورده، واسه یه ذره زندگی اینهمه نمرده .... ته همه این غما، باز ما سربلندیم، یه روزی میاد که با هم دوباره بخندیم .... بماند به یادگار، زمستان ۱۴۰۴

کاری نمیتونی بکنی واقعا عزیزممگر اینکه پدر و مادرت باهاشون قطع رابطه کنن که نمیکنن

پدرم که در حال مرگه بیماری بدی گرفته مادرمم که پسراشو دوست داره

تنها کاری که میشه بکنی اینه که خودت رو سرگرم کنی که کمتر ببینی شونمثلا بری کلاس یا بری سالن مطالعه ب ...

افسردگی شدید دارم حوصله ندارم جایی برم همش تو خونم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792