یکم بنویسم بلکه از تراوشات محتلف مغزم فرار کردم
تغییر!
ی کلمه پنج حرفی! بر خلاف معنیش و ظاهرش سخت و خشن به نظر میاد
چرا تغییر کنیم؟
پروسه عجیبیه حسش میکنی
بعد ی مدت کوتاه خسته میشی گه البته تایم طلاییشه ک باید بچسبی بهش
چون آدمایی درکنارمون داریم که ارزش اینو دارن ی سری عادات رو کنار گذاشت؟
یا چون خودمون حس بهتری داشته باشیم؟
اما خوب وقتی تصمیم ب تغییر میگیری ینی تو ناخودآگاهت قبول میکنی که بهترین کاره
چه برای خودت
چه برای ادامه ارتباطاتت
البته ممکنه نظر هرکسی متفاوت باشه ها
اما خوب هرکدومشون تجربه های n سال زندگیشونه تو هر برهه آسون یا سخت زندگیشون
و در آخر خسته نباشید میگم ب کسی که داره رنج میکشه از تغییر اما خبر خوب اینه قراره الماس تحویل بگیره
عذر خواهم بابت متن طولانی و چ بسا پر از پریدن ازین شاخه ب اون شاخه با کلمات سبک!🤍
صرفا برای ذهن مشوش خودم نوشتم اینجا روزی بهش سر بزنم
۱۴۰۵/۱/۲۴