یک نفَـر آمد سلامَم کَـرد و رَفـت
دَر شلوغی ها خرابَم کَـرد و رَفـت
دل به مهرَش دادَم و عاشق شـدَم
در دلَش،،او بی نَوایم کرد و رَفـت
آمَــدم بـا او کَـمی خلـوَت کـنَم ،،
مَن نهان بودم سرابَم کرد و رَفـت
در هـمان دیـروز و ایـن امروز مـن
تـا ابد "او" بـی وَفایـم کَرد و رَفـت
خَـنــده ی روی لبَــم را پـاکـ کَـرد
بـا غم و درد آشنایم کرد ورفت