2821
2789
عنوان

دوره زایمان

116 بازدید | 2 پست

من دو هفته هست زایمان کردم

دورو برم خیلی بودن

مامان بابام داداشم خواهرم که هروز و شب بودن

مادرشوهرم پدرشوهرم برای ناهار چند روز اومدن و رفتن

تا ده خانواده م بودن بعد ازون مامانم گفت حالا تو بیا چند روزخونه ما

واقعیتش من اونجا برام خیلی سخته به خاطر بابام

چون نمیتونم زیاد تحملش کنم و اصلا راحت نیستم

خونه شون هم کوچیکه همه اتاق ها کنار همه

بابام هم سیگار میکشه چطور من با یه نوزاد کوچک برم

بعضی شبها هم مشزوب میخوره اصلا حالت عادی نداره

من خودم تنها زیاد نمیرفتم اونجا حالا با ی نوزاد ونگه داری و چالش هاش واقعا برام عذاب بود

منم تازه داره نگه داری از نوزاد دستم میاد چطوری اون همه وسایلش روجمع کنم ببرم اونجا

خلاصه من قبول نکردم مامانم گفت خب پس من تا چهل روز چند ساعت درروز میام پیشت

منمگفتم به خدا راضی نیستم ب خاطر من خودت رو ب سختی بندازی نیازی نیست خودم باید دستم بیاد انجام میدم

حالا اومده خونمون همش میگه خونه شما برام سخته هیچیش به دستم نیست نمیتونم اینجا نماز بخونم همه چیش سخته

تو دلم گفتم خب من که ب زور نیاوردمت خودت میخای بیای

نمیدونم چرا وقتی براش انقدر سخته خودش رو عذاب میده در صورتی که منم توقعی ندارم واقعا

شما بودی با این شرایط میرفتین خونه مامانتون؟

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز