یه لباس مجلسی خریدم بالاتنه اش یکم گشاد بود دادم خیاط تنگش کنه
امروز رفتم بگیرم دیدم زیادی تنگ شده و اصلا نمیتونم توش تکون بخورم
اومدم پیش شوهرم ناراحت بودم که اینجوری شده انتظار داشتم دلداریم بده به جاش شروع کرد انداختن تقصیر من که نباید میدادم به خیاط و الکی سخت گرفتم و تقصیر خودمه و اینا
بعد که گفتم چرا میندازی تقصیر من الان که ناراحتم زد تو صورتم و شروع کرد به داد و بیداد کردن که به درک که ناراحتی و به من چه که ناراحتیتو اوردی پیش من
ولی من فقط یکم دلداری میخواستم 😔