یه اقایی قرار بود ازدواج کنم من باکرم ۲۷سالمه این اقا ۱۸سالگی ازدواج کرده بود یه پسر۱۳ساله داره که حضانتش با مادرشه ومن متوجه شدم این اقا شکاکه الانم ۳۵سالشه عصبیم هست و مادرم بهشون گفت برن با یکی مثل خودشون بهش برخورده که مگه قبلا ازدواج کردم کار اشتباهی نکردم مامانم گفت تو همه خوشیاتو کردی ۹سال کنار یکی خوابیدی ۴ساله جدا شده ۱۰ماه پیشم خواسته رجوع کنه گفت دیدم همسرم دوست پسر داره برای من نه وقتی میذاشت نه خرجی من زیبا هم هستم بلاکش کردم از همه جا الان محل کارمو میدونه نمیاد کاری کنه شغلشم اسنپه چند دفعه هم دیدم مشروب تو ماشینشه