عزیزم من دبیرحق التدریس اموزش پرورش بودم شهردیگ درس میدادم یک سال.تو این یک سال هم بچم پیش مامانم بود چهارروز اونجابودم سه روزهم شهرخودم.هرهفته تو جاده بودن.شوهرم ازمون داد قبول شد استخدامی اداره واسه شهردیگ.ماهم همراش اومدیم.دیگ شوهرم گف نمیخادبری سرکار.الانم با بچم مشغولم روزها و واقعا راضیم