بااینکه من دختراخرم وخواهر برادرام ازدواج کردن وتنها من شاغلم وماما هستم و با پول خودم تونستم ماشین شاسی بخرم اما مامان بابام همیشه جلوی بقیه تحقیرم میکنن واین رفتارشون باعث شده دیگرانم تحقیرم کنن و ظلم کنن بهم مثلا خواهرم اومده بود چایی اورده بود من یه لیوان چای برداشتم جلو خواهرم وبچه هاش دادکشید اون مال تو نیس وهرچی از دهنش دراومد گفت بهم بعدش بابام گفت ولش کن دیوانس ..منم لیوان چایو ریختم روفرش رفتم تو اتاق به خاطر رفتارشون ارتباطمو باهمه قط کردم وفقط تو اتاقمم میرم سرکار ومیام ولی میترسم یه شب به خاطر بغضایی که دارم خفه بشم ..اینم بگم هرطور رفتار کردم فایده ای نداره از طریق مهربانی با پدر مادرم وخرید هدیه تا دعوا و درگیری ..شما بودین چی کار میکردین؟ عمم چون بهش پول قرض نداده بودم گفت برو تو که پدرت میگه دیوانه ای
ازدواج کنم شوهرم اذیتم کنه اونوقت باید چی کارکنم ؟ به کی بگم؟ بعدشم کی خواستگاری دختری میره که پدرمادرش همش بدشو میگن بره هم پشیمون میشه میگه این دختر چی هست که خانوادش اینجوری میکنن باهاش
نمیزارن مستقل بشم بااینکه کار دارم ماشین دارم پس انداز دارم یه بار خواستم مستقل بشم انتقالی به یه شهر نزدیکمون گرفتم بابام منو برگردوند همشم تهدیدم میکنه