نمیدونم شاید برام عادی شه این مسئله بعد ی مدت و فراموشش کنم
من با پسر فامیل بودم ی سال تو دورهمی فامیل همو میدیدیم بعدش تو مجازی باهاش کات کردم دیشب پسره رو دیدمش بعد از کاتمون فکر نمیکردم دیگه بهم سلام کنه بعد چند ثانیه زل زد تو چشام گفت دختر چرا سلام نمیکنی
من فکر میکردم باید نسبت بهش بی تفاوت باشم مثل اکس اما هی با هم حرف میزدیم و میخندیدم فکر میکردم بهم علاقه داره اون شب و میخواد برگرده ک با هام حرف میزنه منم هنوز عاشقشم وقتی باهاش حرف میزدیم عادی و میخندیدم اما مثل قبل با هم نبودیم اشک تو چشام جمع میشد میرفتم تو اتاق قایمکیشون گریه میکردم به دختر داییم گفتم برو ازش بپرس ببین حسش بمن چیه بهم گفت من اونو دیگه مثل ی دخترخاله میبینم همونجور ک تورو مثل دختر دایی میبینم😭🥲😐 این حرفو زد و رفت و من الان خیلی ناراحتم😭