خیلی خستم خسته از زندگی خسته از ادما دورم خسته از کسی ک دوسش دارم خسته از همه چی بی انگیزه ترینم ناامید ترینم درحالی ک یه مشکل بزرگ الحمدالله حل شده مریضی مامانم خوب شده ولی من هیچ وقت ادم سابق نشدم جونی برام نمونده دیگ بعد اون همه بالا پایین من موندم و یه عصاب ضعیف ی ادم عصبی شدم میترسم ناشکری باشه این حرفا خدا بزنه پس کلم
شما از چی خسته این بنویسین