رویا بهش زنگ زدم گفت جدایی میبینم بین شما دوتا منظورش نامزدم هست که ول کرده رفته گفت تا عید صبر کن این کارها انجام بده اگه نشد بعد اون کار انجام میدیم و گفتم برم دم اداره اش ببینمش گفت تو برو بعد بیا ببینیم چی میگه با همون زبان بندها برو
الان نامزدم منو رد گذاشته خانومه الان گفت قصد برگشت نداره