2777
2789
عنوان

مشورت بدین

41 بازدید | 1 پست

سلام ابجی ها خوبین خلاصه بگم

من درحد توانم حتی بیشتر از خانواده خودم کمک حال مادرشوهرمم مهمون داشتنی یاهرچیز دیگه

پدر شوهرم مریض تن تن مهمون میره میاد اونجا ...

منم خسته وکلافه میشم

بدبختی تو ی ساختمونم هستیم خواهرشوهرم ی پسر 2 الی 3 سال داره بعضی وقتا من نگهش میدارم امروز با جاریم رفته بودن استخر مادرشوهرمم نگه داشته بود بعد پرسیدم اونی نی چه چه خبر گفت امروز پدرم ودراورد خاله شوهرمم اونجا بود میگفت اخه من عروس دارم دوتا دختر دارم نباید که الان اصلا کارم بمونه جارو برقی م رو یکی باید بکشه ظرفمو یکی باید بشوره منم ناراحت شذم اخه چرا به من میگی

ولی چیزی نگفتم دخترت با عروست رفتن بیرون پی عشق وحالشون اخه به من چرا تعریف میکنین بعد مگه من کم گذاشتم اخه چه ربطی به من داره دیگه گناه نکردم که عروس شما شدم بقران توان کار خودمو ندارم من مظلومم ارومم هیچی نمیگم به من تعریف میکنی ک چی بشه ؟؟؟ بعد پدر شوهرم شروع کرده البته با خنده ها مادرتون اینطوریه چرا نمیایین سر بزنین فلان کنین بهمان کنین پدر شوهرم میگه امروز میخاستم همتون و بندازم بیرون هیچ کس وراه ندم اخه به من چه!!!

نمون با خانواده شوهریک جا ،برین مستاجری هزار برابر سختی هاش ارزش داره

هرکسی مشکل حقوقی داشت احتیاج به کمک داشت بهم اطلاع بده کمک کردن از علاقه های فوق قلبیم هست بعدیادت نره تو زندگیت مجبور نیستی به هیچ کسی راجع به چیزی جواب پس بدی به غیر از وجدانت اینو هیچ وقت یادت نره در عالم هرکسی ممکنه مهر قلب داشته باشه ولی نه [وجدان] همه بندگان مقرب الهی هستیم مهم اینه ک خدا فراموشت نکنه وگرنه بقیه که میان‌ و‌ میرن انسانیت داشتن و معرفت وجدان آسوده و اراده ومهربونی سبک زندگی نجیب زاده هاست انگاری قرن ماروزگار مرگ انسانیت هست  انسانیت گاهـی یک لبخندهس یک آرامش امنیت که محکم میگه نترس من هستم کمکت میکنم  که به احساسات و روح یک انسان غمگینی آرامش هدیه میکنی چشم بهم بزنید عمرتون میگذره پس حواستون به تلف شدن روزها تون در آشفتگی ها باشین.                       
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز