2777
2789
عنوان

مادرشوهر

246 بازدید | 17 پست

من با مادرشوهرم چن سال قهر بودم و خدا شاهده که مقصر اصلی خودشه و نمیخوام اینجا زیاد بازش بکنم حالا بعد مدتها من بخاطر همسرم باهاش خوب شدم در واقع حدود چهار سال حالا بعد مدت ها تقریبا در حد اینکه بیاد خونمون هست و بنا به دلایل خیلی فراوانی که دل منو خییییلی بدرد آورده نمیتونم مثل سابق باشم باهاش بنظرتون چیکار کنم ؟ و وقتی بچمبدنیا اومد بعد مدتها اومد ولی دلم خیییییلی ازش گرفته

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

لازم نیس باهاش صمیمی باشی فقط احترامشو نگه دار و والسلام.

کلا امشب ب دخترم میگفت چرا نمیای پیشم دخترم سه سالشه موقع دنیا اومدن دخترم تقریبا رفت و امدش کم و بیش شروع شد و اینکه هی بهش میگف من چقد گریه کردم برات دل تنگت بودم و فلان منم میشنیدم دخترمم هیچ واکنشی نشون نمیداد

کلا امشب ب دخترم میگفت چرا نمیای پیشم دخترم سه سالشه موقع دنیا اومدن دخترم تقریبا رفت و امدش کم و بی ...

اینجور وقتا اصلا هیچی نگو مگر اینکه مستقیما از خودت بپرسه،منم با مادرشوهرم اوایل خیلی صمیمی بودم خیلی احترامشو نگه میداشتم بعدش با شوهرم به اختلاف خوردن این وسط من بد شدم احترام و ارزشمو آورد پایین رفتم دیدنش بهم بی احترامی کردن ولی بخاطر شوهرم هیچی نگفتم آخرشم خودشون اومدن جلو ولی الان دیگه مثل قدیما نیستم باهاشون اتفاقا اونم به دخترم میگه چرا نمیای و اینا من هیچی نمیگم ولی وقتی به خودم مستقیما میگه که چرا دیر به دیر میاین میگم دخترم درس داره یا مثلا خودم سرماخوردگی داشتم و فلان بهونه تراشی میکنم احساس میکنم میفهمه که دارم الکی میگم ولی اتفاقا خوبه که برداشت کنه چون باعث همین رفتارای سردم خودشه،البته احترامشو نگه میدارما ولی خب دیگه مثل قبلا نیستم باهاشون

ولش کن اهمبت بهش نده فقط احترام معمولی بذار باهاش صمیمی نشو

مثلا امشب اومد تو ماشینمون نشست گفتم سلام گفت سلام ولی دستش نگرفتم حالا سر این ناراحتم با اینکه خیلی بهم بدی کرده

مثلا امشب اومد تو ماشینمون نشست گفتم سلام گفت سلام ولی دستش نگرفتم حالا سر این ناراحتم با اینکه خیلی ...

نه ناراحت نباش زیادی هم رو بدی سوارت میشن. بذار بفهمه چجور باید بزرگتری کنه

اینجور وقتا اصلا هیچی نگو مگر اینکه مستقیما از خودت بپرسه،منم با مادرشوهرم اوایل خیلی صمیمی بودم خیل ...

منم امشب احترامش رو کاملا نگه داشتم ولی موقع سلام کردن و خداحافظی دستش رو نگرفتم

نه ناراحت نباش زیادی هم رو بدی سوارت میشن. بذار بفهمه چجور باید بزرگتری کنه

واقعا هم سوار آدم میشه یادمه توی یه بحث جای اینکه همچی رو خوب کنه میگفت بهم ان شالله خدا نشونت میده

آدم احمقی هستم متاسفانه اینهمه بدی بازم دلم میسوزه بعد یهو یاد حرفاش و کاراش میوفتم یکم به خودم میام

ببین من معتقدم مردا ته تهش عاشق مادرشون و وخانوادشونن جتی اکه یه مورد باشه که حق باتو باشه ولی مردا اونو کمرنگ میبینن و حقو میدن مادرشون.پس تا زندس باهاش مهربون باش پس فردا خدایی نکرده فوت کرده نیاد هی بهت بگه یادته مادرم زنده بود فلان کردی یادت اومد خونمون اینکارو کردی

اینحوری زندگی رو زهرمار میکنه

منم امشب احترامش رو کاملا نگه داشتم ولی موقع سلام کردن و خداحافظی دستش رو نگرفتم

همون دیگه خودش میفهمه چرا اینجوری شدی در کل اشتباهه با مادرشوهر خواهرشوهر صمیمی شدن من که درسمو گرفتم نقره داغ شدم

ببین من معتقدم مردا ته تهش عاشق مادرشون و وخانوادشونن جتی اکه یه مورد باشه که حق باتو باشه ولی مردا ...

اره دقیقا مامانم همینو میگه بهم

میگه باهاش خوب باش یه روز فوت کنه هی بهت میگه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز