من با ی نفر رفتم دیت
خیلی تایمم شلوغ بود چند تا کار داستم بهش گفتم اما ب خاطر کارش گفت دیگه نمیتونه میوفته هفته دیگه واین حرفا
قرار بود ی ساعت توی ی فضای عمومی حرف بزنیم
چون من بعدش باید میرفتم سر کارام
برام گل خریده بود تو دیت اول حالا انو میگم برای خودشیرینی بود
بعدش گفت خودم میرسونمت گفتم دوستمم هست میخواستیم باهم بریم خودش اصرار کرد باهم رفتیم دنبال دوستم مارو رسوند. بعد دیگه میخواستم. خدافظی کنم. باز گفت میرم کارامو انجام میدم میام دنبالت میرسونمت هر چی من گفتم نه و اذیت میشی مرسی نمیخواد گوش نکرد اومد دنبالمون باز
جدی موندن این کارا چیه میگم بلاک کنم کلا از همه جا