2777
2789
عنوان

کتک کاری

| مشاهده متن کامل بحث + 145 بازدید | 27 پست

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

با عرض معذرت یعنی اینقدر وحشیانه زدی که ممکنه اسیب دیده باشه ؟ اینو شما باید بگی نه ما ببین شو ...

اون شب استثنا بود

من افسردگی شدید گرفته بودم

کنترلم از دست دادم

I will always love you❤️💖💗

کنجکاو شدم چی باعث شد چنین کار وحشتناکی کنی؟؟؟

افسردگی شدید گرفته بودم

یه کینه ی قدیمی از شوهرم داشتم

با خانوادش اختلاف دارم اما همیشه تحمل میکنم و به روی خودم نمیارم

خواهرشوهرم اومده بود خونمون و یه حرکتی زد که حس کردم تحقیر شدم

همه ی اینا رو هم جمع شد من یه دفعه مثل بمب ترکیدم

I will always love you❤️💖💗

تراپی میرم و بهتر شدمشوهرمم بعد از اون سعی کرد مشکلات رو حل کنه

پس احتمالا میخواد بترسونتت

اگه باز تکرار کرد براش روغن زیتون بزن و ببند پاشو یا ..هر جا دیگه رو

اسیب هم دیده باشه جدی تر از این نمیشه باشه میشه شکستگی که ...

.
پس احتمالا میخواد بترسونتت اگه باز تکرار کرد براش روغن زیتون بزن و ببند پاشو یا ..هر جا دیگه رو ا ...


نه خدا رو شکر سالمه

خیلی شب بدی بود

هی سرم تو گوشی بود بهش محل نمیدادم (از بس عصبی بودم) یه دفعه گوشی رو از دستم کشید

یعنی نگاهم به قیافش افتاد حس کردم مقصر همه ی دردام و افسردگی اونه

جا دستمال رولی آشپزخونه رو برداشتم هر چی زور داشتم جمع کردم دوتا محکم زدم بهش

به استخون خورد😐 🤕

اونم دست خالی ولی خیلی محکم چندتا منو زد البته به بازوم زد (خیلی عصبی شد وگرنه اهل کتک نیست اصلا)

بعد من دیدم کج کج راه میره گفتم الهی بمیرم و اینا

خیلی ترسیدم

بعد اون دید من ترسیدم گفت چیزی نیست،ول کن و اینا

بعد آشتی کردیم

ولی من انقدررررر حالم خراب بود نتونستم آروم بمونم

گریم گرفت

برگشتم آشپزخونه آنقدر گریه کردم هق هق با صدای بلند، خیلی طولانی، نفسم داشت میگرفت

شوهرم آنقدر ترسید اومد دلداریم داد گفت چرا اینجوری میکنی

آخرش گفت تو خنده رویی خنده بیشتر بهت میاد گریه نکن🥲

آنقدر دلم سوختتت



حالا فکر کن من قبلا یه زن پرانرژی و شیرین زبون بودم همیشه قربون صدقه شوهرم میرفتم، از در میومد یا میرفت بیرون میرفتم استقبالش


آنقدر قاطی کرده بودم که تو خونه بود حوصله نداشتم پیشش بشینم باهاش حرف بزنم، بعدشم که اینجوری...

I will always love you❤️💖💗

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792