2777
2789
عنوان

حکایت دوم

44 بازدید | 0 پست

روزی مردی، میوهای شیرین برداشت و به خانه برد. پسرش گفت: «چقدر خوشمزه است!» اما مرد بیاعتنا گفت: «چیزی نیست، زیاد داریم.»

چند روز بعد، همان درخت خشک شد و میوهای نماند. مرد فهمید که وقتی نعمت را کوچک شمرد و قدردان نبود، آن را از دست داد.

برای ازدواجم و سلامتی مادرم یه دونه صلوات مهمونم کن

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

حس ششم

تیر1404 | 24 ثانیه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز