به جای اینکه سراغ مسائل پیچیده برید، مطمئن بشید که پایههای هر مفهوم رو کاملاً درک کردید.
چرا؟: قبل از حفظ کردن هر قضیه یا روش حل، بپرسید: “این مفهوم از کجا اومده؟” و “چرا این کار جواب میده؟”. مثلاً در حساب دیفرانسیل، درک شهودی حد و مفهوم گرایش به یک نقطه، از خود مشتقگیری مهمتره. استفاده از استعارههای بصری: ریاضیات ذاتاً انتزاعیه. سعی کنید برای مفاهیم انتزاعی، مدلهای ذهنی و بصری بسازید. مثلاً مشتق رو شیب لحظهای یک تابع، یا انتگرال رو مساحت زیر نمودار تصور کنید
حل مسئله دستهبندیشده: ابتدا مسائلی رو حل کنید که مستقیماً با قضیهی جدید کار دارن. اما حیاتیترین بخش اینه که بعد از مدتی، سراغ مسائل ترکیبی برید که مفاهیم قدیمی و جدید رو با هم قاطی میکنن. این کار مغز رو مجبور میکنه که بین اطلاعات جابجا بشه و اتصالهای عصبی قویتری بسازه. تکنیک فاینمن : این بهترین ابزار برای فهمیدن اینکه واقعاً یه چیزی رو بلدید یا نه. مفهوم رو یاد بگیرید. سعی کنید اون رو طوری برای یک فرد کاملاً مبتدی (یا حتی یک سیبزمینی!) توضیح بدید. هر جا گیر کردید، برگردید به منبع و اون قسمت رو دوباره یاد بگیرید. توضیحات خودتون رو سادهتر کنید تا کاملاً روان بشه.به جای اینکه سراغ مسائل پیچیده برید، مطمئن بشید که پایههای هر مفهوم رو کاملاً درک کردید.