بچها یجا کار اداری داشتم یکی از مسئولای اداره ازم خودکار خواست بهش دادم بعد یادش رف بهم بده گذاشت رو میز، نمیدونم چه فعل و انفعالاتی تو مغزم رخ داد ک طی یه لحظه برگشتم گفتم میشه خودکارمو لطف کنین😐💔
بعدش خیلی خجالت کشیدم آخه یه خودکار بود دیگه نباید میگفتممم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
نه بنده خدا یادش نبود بعدشم عذرخواهی کرداتفاقا من از عذرخواهی کردنش بیشتر خجالت کشیدممم🥲
اینکه چی یاد آدم بمونه و چی یادش نمونه رابطه مستقیم با میزان اهمیتی داره که موضوع برای شخص داره.
اگر ادای امانت تو ذهن کسی خیلی مهم باشه تو همون حین استفاده اش هم پیوسته فکر اینه که به قدر ضرورت و با مراقبت ازش استفاده کنه و در اولین فرصت برش گردونه.