2821
2789
عنوان

هعی روزگار

34 بازدید | 0 پست

چند ماهه خودمو دارم جر میدم ب شوهرم میگم منو ی جا ببر ییا با داداشت اینا ی طرفی بزیم تو خونه پوسیدم میگفت نه برو بابا چ حوصله ای داری و فلان.








حالا الان پسر داییش زنگ زد گفت بیا بریم شمال گفت بریم قلیونمم میارم .




من همینجوری موندم ی کلام از من چیزی نپرسید خیلی راهه من باید خونه تک و تنها بمونم بچه هم ندارم




خیلی نامزده گفتم فقط من میگم جایی نمیبری کلی سرم داد و هوار کرذ دیگه چیزی نگفتم.




میگم ول کن پسز داییتو عصبانی شدم گفنم گور باباش ولش کن


گفت گور هفت جد و آبادت فرض کن برا پسر داییشم زنشو میشوره میذارع کنار

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2825
2823
2791
2779
2792