2777
2789
عنوان

مهمونی

146 بازدید | 18 پست

سلام دوستان خونه مادرشوهرم مهمون دعوت بودم و جاریم هنوز نیومده بود نامزد منم بلند شد رفت دنبال جاری و بچه هاش با اینکه خودش ماشین داره و میتونه بیاد و منم تنها گذاشت و رفت یجورایی احساس میکنم بی احترامی کرده بهم

منم ناراحتم چجوری بهش بگم



۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

سلام عزیزم شوهر منم از این کارا زیاد میکرد برای داداشش اینا یه روزی خودش میفهمه خوبی بیش از حد میشه وظیفه و دیگه نمیکنه منم اوایل نامزدیم خیلی غصه میخوردم ولی دیدم با ناراحتی من چیزی درست نمیشه فقط خودم عصبی میشم تا خودش ترک کرد کارشو

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز