2777
2789
داستان اینجاست که مادرشوهرم همه رو برده سر خاک منو نبرده به مننگفته چرا اخه

میگم ک میگفتی سرو سر با ماورا ندارم ک بدونم اطرافت چ اتفاقی افتاده

اگه دیدی جوابتو ندادم درحدم نیستی وقتمو برا پیام دادن دوباره برات بزارم😏

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

نمیگفتی صلاح ندونستنبگو بهم خبر ندادن اصلابدرک بذار بجون هم بیفتن

جاریم قبول نمی کرد گفت من اطلاع رسانی کردم گفتم خبر نداشتم و به خاطر شرایط کاری شوهرم نشد که بیام صلاح نشد بیام اینجوری گفتم به جاریه اونم رفته همه رو کف دست شوهرش گذاشته منو کردن فتنه

فقط جاریت پاچه پاره و پرتوقعه تو هم بی سیاست و خرابکارمادرشوهرت کار اشتباهی نکرده

چرا نکرده میتونست به اسی بگه که خودش انتخاب کنه بره یا نه،الان عملا مادرشوهر دعوا انداخته

انشالله۱۴44/4/4 این جمع همه سالمندان😂😂😂😂
فقط جاریت پاچه پاره و پرتوقعه تو هم بی سیاست و خرابکارمادرشوهرت کار اشتباهی نکرده

مادرشوهرش اینارو انداخته ب جون هم

اگه دیدی جوابتو ندادم درحدم نیستی وقتمو برا پیام دادن دوباره برات بزارم😏

چقدر همتون همه چی رو قاطی میکنین و فحش و فحش کشی راه میندازین بچه این مگه؟

ب جاریت میگفتی شرمنده خبر نداشتم تسلیت میگفتی پامیشدی میرفتی خونشون

همونجاهم بهش میگفتی ب من نگفته بودن خبر نداشتم

دیگه خودشون میدونستن باهم

هی این ب اون زنگ بزن اون ب این زنگ بزن چیکار میکنین

مادرشوهر خواهر منم همین رفتار داشت، چون خودشون تهران بودن و فامیل شهرستان، هر مراسمی بود به مادرش که شهرستان بود میگفتن و اون هم از سر لجاجت خبر نمیداد، آخرش دامادمون به کل فامیل پیام داد مراسم دارید به شماره خودم اطلاع بدید مادرم نه به من کارت عروسی ها تحویل میده و نه مراسمات ترحیم اعلام میکنه، مادرش خودش زد به سکته ولی دیگه همه فهمیدن چرا اینا هیچ مراسمی نیستن، الان دیگه مراسمها میرن

فقط جاریت پاچه پاره و پرتوقعه تو هم بی سیاست و خرابکارمادرشوهرت کار اشتباهی نکرده

الان مادربزرگ شوهرم گفته بود من بیام مادرشوهرم گفته نیازی نیست شما باشی همه برن شما نری فرض کن ظرف مقابلت چه حسی پیدا میکنه منو خراب کردن عزیزم من ناراحت شدم ازشون

مادرشوهر و خواهرشوهر منم منو آدم حساب نمیکنن.چند سال پیش که مادر زن دایی شوهرم فوت شده بود به من هیچی نگفتن.بعداچها زن دایی شوهرم ازم گله کرد که حضوری نیومدی حداقل تلفنی یه تسلیت میگفتی.بهش گفتم به خدا اثلا درجریان نبودم الان میشنوم

من دیگه حرفو زیاد نکردم و به مادرشوهرم چیزی نگفتم که حرف رو حرف بشه

ولش کن کلا خانواده شوهر زیاد جدی نگیر

هرکس ب طریقی دل مامیشکند..بیگانه جدادوست جدا میشکند..😔
چرا نکرده میتونست به اسی بگه که خودش انتخاب کنه بره یا نه،الان عملا مادرشوهر دعوا انداخته

افریم الان مادرشوهر من به قول شما ی دعوا درست کرده به من میگفت من میدونستم چی به اون چی بگم منو خراب کرده مادرشوهرم چرا از خودم دفاع نکنم برای چی منو خراب میکنه کار یکی دو بار نیست تو فامیل همین کار میکنه پشت سر من فقط غیبت میکنن منو خراب میکنن

چقدر همتون همه چی رو قاطی میکنین و فحش و فحش کشی راه میندازین بچه این مگه؟ب جاریت میگفتی شرمنده خبر ...

من فقط دو تا تماس داشتم اولی جاری بود فقط گلگی دومی مادرشوهرم که گلگی کردم چرا نگفتی عروست گلگی کرده

من فقط دو تا تماس داشتم اولی جاری بود فقط گلگی دومی مادرشوهرم که گلگی کردم چرا نگفتی عروست گلگی کرده

گفتم بهت چیکار باید میکردی

همتون مثل بچه ها افتادین ب جون هم

پامیشدی میرفتی خونه جاریت تسلیت میگفتی و توضیح میدادی بهم نگفتن یا اصلا جلو خودش زنگ میزدی ب مادرشوهرت میگفتی چرا ب من اطلاع ندادین خودش حرفارو بشنوه

یکی تون این وسط ی ذره سیاست ندارین

گفتم بهت چیکار باید میکردیهمتون مثل بچه ها افتادین ب جون همپامیشدی میرفتی خونه جاریت تسلیت میگفتی و ...

حالا انگار چی شده اصلا تو بگو من اشتباه کردم خواهرشوهرم انگار دنبال سر بردن منه واگر نه لازم به این همه داد بی داد نبود بیشتر مشکل جاری من با خواهرشوهرم بود که بهش تسلیت نگفته کرده بهانه منو عوضی جاریه

حالا انگار چی شده اصلا تو بگو من اشتباه کردم خواهرشوهرم انگار دنبال سر بردن منه واگر نه لازم به این ...

من اصلا ب بقیشون کار ندارم عزیزم شما ک نمیتونی اونارو عوض کنی وقتی میدونی اینجورین خودتو قاطی شون نکن تو دام و تله اونا نیفت

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز