سلام
من همونم که متاسفانه با یه آقای متاهل ارتباط داشتم و میخواستم تمومش کنم ولی...
یعنی هر دومون میخواستیم کات کنیم ایشون یه مدت سرسنگین شد با من و حتی مسافرتم رفت که مثلا راحت تر باشه براش،ولی وقتی از سفر برگشت گفت همش تو فکرت بودم و کاش پیشم بودی و...
منم حتی با مشاوره صحبت کردم و به توصیه هاشم تا حدودی عمل کردم ، مسافرتم رفتم که چند روزی از فکرش دربیام ولی خب زیاد موفق نبودم چون همش زنگ میزد و پیام میداد که زود برگرد و دلم برات تنگ شده و...
دوباره این رابطه کمابیش ادامه داره
ولی واقعیتش خیلی خسته شدم از این شرایط
نمیدونم چیکار کنم نه اون میتونه دل بکنه نه من
شرایط گفتن به همسرش رو هم دارم ولی واقعا دلم نمیاد زندگیشون خراب شه
عین خر گیر کردم تو گِل