بچه ها من ۲۴ سالمه ۶ سال پیش وقتی دانشجو بودم .....
من آدم احساساتی ای هستم و همیشه تو زندگیم تو آرزوهام دنبال کسی که واقعا دوسم داشته باشه میگشتم یه پسری بود که من زیاد ازش خوشمنمیومد تو دانشگاه همکلاسیمبود خیلی بهمگیر داد به خدا اگه دروغ بگم زنگمیزد ساعت ها باهام صحبت میکرد میگفت من عاشق شدم عاشق تو من محل نمیدادم تا اینکهگفتم یه روز بزار شاید بتونم دوست داشتن و باهاش تجربه کنمشاید واقعا دوسم داره ما دوست شدیم از همون روزای اول خودش و تو دلم جا کرد یعنی بلد بود دلبری کنه میدونست کجای احساسم و بگیره که دل بدم بهش من دیوونه هم یه دل نه ۱۰۰ دل عاشقش شدم بهممیگفت پیشممیمونه اما از همون روزای اول نابودممیکرد گوشیش خاموش میشد واسه چند ساعت من همه تنم میلرزید تا وقتی موبایلش روشن شه با دوستم فهمیدم دوست شده دم دانشگاخ پیش دوستم زار میزدم نمی تونستم باور کنم که به جز من کسی و دوست داشته باشه تا اینکه بهم گفت منضربه خوردم (یعنی با یه دختره دوست بوده ۷ سال و ازش ضربه خورده)و تنهام گذاشت نابود شدم
اومدم فراموشش کنم باز اومد سمتم گفت بیا از نو بسازیم همه چیز و باز دل بستم و بازم بدتر از قبل با یکی از دوستام دوست شدنمیدونید چی بهمگذشت داشتم نابود میشدم جلو چشمم بود هر روز میدیدمش و اشکمیریختمنگاهمم نمی کرد و بعد من با یکی از همکلاسیامون که دوست اونم بود دوست شدم و قصدمون ازدواج بود اونم شنیدم با همون دوست دختر ۴ سالش قصدش ازدواج بود و منم گفتم بزار برم چشام و بستم با این دوستم ازدواج کردم از اون قبلی متنفر شده بودم ازش بدممیومد بعد فهمید با اون بهمزده و تنهاست خریت کردم یه بار پی ام دادم حالشو پرسیدم اونم خیلی مهربون باهام برخورد کرد همه تلخیا یادم رفت دوت داشتنم تازه شد اما من دیگه شوهر داشتم نباید نزدیکمیشدم سریع خداحافظی کردم و تمام اما هنوز تو دلممونده میگم کاشکی قبل از ازدواج ازش خداحافظی میکردم ...نمیدونید چه شبایی با آهنگچشم من داریوش براش گریهکرده بودم هنوزم خیلی شبا خوابش و میبینم ....ببخشید طولانی شد اما دردل بود مونده بود تو دلم....
یعنی باید خداحافظی میکردم و بعد ازدواجمیکردم؟