2777
2789
عنوان

راه حل بدین

| مشاهده متن کامل بحث + 123 بازدید | 20 پست

خیلی ،یه رسم یه روزی دعوا راه بندازه.اخه امشب که از خونه مامانم اینا برمیکشتیم گفت دیگه صبرم داره تموم میشه.منم گفتم خب بچه عقلش نمیرسه گفت دختر ماهم بچست پس چرا نمیزنه گفت ناراحت نشو بچه برادرت دیوانه هست 

خدایا به بزرگیت قسمت میدم سایه هیچ پدر مادری رو از روی سر فرزندانش کم نکن

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

وقتی میاد سمت دخترت چشاتو واسش گرد کن سمت دخترت نره.

بخدا همه کار کردم .اصلا از کسی حساب هم نمیبره.همش درحالی گاز گرفتنه نیشگون میگیره همه جای دخترم زخمی شده

خدایا به بزرگیت قسمت میدم سایه هیچ پدر مادری رو از روی سر فرزندانش کم نکن
من بچه بودم یه دس میخوردم سه دس میزدم طرفو. اینقدبهش بگوتایادبگیره بالاخره یروزمجبورمیشه کسیوبزنه

من يه بار تازه سرپا مي ايستادم پسرعموم چهارسال ازم بزرگتره منوهول ميده به زورخودمونگه ميدارم يه كشيده ميخوابونم توگوشش اونم گريه كنان ميره پيش مامانش 😂😂😂مامانم هميشه تعريف ميكنه هردومون ميخنديم

يه جوري باادم رفتارنكنين كه اگه بلايي سرتون اومد دلمون خنك شه !  تاوقتی باکفش کسی راه نرفتین راه رفتنشو قضاوت نکنین   
من يه بار تازه سرپا مي ايستادم پسرعموم چهارسال ازم بزرگتره منوهول ميده به زورخودمونگه ميدارم يه كشيد ...


من باریکی منوزد مهمون مابود مادرمم جلواونا به من توپیدالکی.من بردمش توحیاط پشتی بازتاب بستمش به درخت به بهونه بازی انقدباشلنگ زدمش که نگو خخخخخ بعدشم فرارکردم رفتم خونه مادربزرگم .هنوزضجه هاش یادمه     

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز