من شوعرم قهر میکنه قهرای طولانی کارش شهر دیگس نصف بیشتر ماهو نیستش وقتایی هم که هست کلا به قهر میگذره هربار بعد چند روز باید برن منت کشی التماس خسته فرسوده شدم
از اینور تنهایی غریبی از اونور این بحثا و قهرای طولانی اون
الان بیست روزه قهریم و با اینکه خیلی برام سخته اینبار نرفتم البته اون ادم درونگراییه هزار سالم بگذره نمیاد جلو برا اشتی یعنی اصلا من براش مهم نیستم
خسته شدم خیلب احساس تنهایی میکنم