رفیق چندساله پدرشوهرمه
بازاری تو شهر کرج. خودش ضدانقلاب هم هست. هرجا میشینه میگه اینا حق ما رو خوردن و بردن
میگه عصر پنجشنبه اول اغتشاشات ساعت 7 و نیم چند نفر گردن کلفت با قمه و چاقو با موتور اومدن جلو مغازه پیاده شدن ریختن تو مغازه ها و شیشه ها رو پایین اوردن. رفته جلو نزاره ویترین رو بیارن پایین چاقو کردن تو پهلوش
خودش میگه لهجه کردی داشتن، گردن و مچ دستش خالکوبی رنگ عوض کرده بود و رو صورتشون ماسک داشتن.
چند روز بدبخت تو بیمارستان بستری بوده
این خودش با چشم خودش دیده میگه بابا ارازل بودن.دهنشون بوی سگ مرده میداد بچه هاش میگن بابای ما عقل درست و حسابی نداره بسیجی بودن. اونا هم گریم بوده. لهجشون هم چون از حشدالشعبی بودن عجیب بوده
میگن بابای ما رو تو بیمارستان وقتی ما نبودیم حتما تهدید کردن
مرده میگه کسی اصلا سراغ من نیومده. شما نبودید هم مادرتون که بود. من میگم اینا لباس شخصی نبودن
الان دیدم دخترش استوری گذاشته جلو چشم ما، بابای منو تو بیمارستان اومدن بالا سرش گفتن هرچی ما میگیم نگی تیر خلاص میزنیم بهت.
بماند که خواهر و برادر چند ساله دنبال مهاجرتن
ای بدبخت مملکت
ای بدبخت جوونای کودن