ولنتاین امسال با دوستام رفتم یه کافه
از شانس پسری رو دیدم که 6 ساله دوسش دارم ولی هیچوقت نتونستم واضح بهش بگم ولی اون میدونستت من دوسش دارم پیشش ی دختر بود وقتی دیدمش قلبم رو انگار از قفسه سینم در آوردن و پارش کردن خیلی درد عجیبی رو حس کردم ولی گریه نکردم با هزار سختی جلوی خودمو گرفتم وقتی برگشتم بهش پیام دادم یک گردنبند پیش من داشت بهش گفتم میخوام بهت برگردونم گفت من نامزد کردم نیازی نیست بفرستی ولی الان نمیدونم چیکار کنم هیچکدوم حلقه نداشتن دستشون حس میکنم دروغ گفت
از لحاظ جسمی خوب نیستم و نمیدونم چطوری از این شرایط دربیام کمک کنید