ی پسره هست اشناهامونه
کلا ی جوری نگاه میکنه بهم رفتاراش ی جوری بود طوری ک رفتاراش برا مامانمم عجیب بود
کسی نبود حال و احوال میکرد نگاه میکرد بهم ولی کسی بود اصلا محل نمیداد سلامم نمیکرد تو خیابونم میدیدمش گاهی نگاه میکرد زل میزد
امروز دیدمش بعد ی مدت من خودمو زدم ب اون راه ک متوجهش نشدم ولی زیرچشمی حواسم بود بهش ک اونم متوجه ما شد ولی خودشو زد ب اون راه چرا اینطوریه؟ ی جوری کلا تازه اشناس میتونست حال و احوال کنه با مامانم ولی تو مغازه بود من از ماشین پیاده شدم رو ب روش بودم نگاهش نکردم اون نگاه کرد ولی خودشو زد ب اون راه ک ندیدم یعنی درحالی ک کامل حواسش بود