2777
2789
عنوان

ی سوال

55 بازدید | 5 پست

بچه ها امروز ما زنگ آخر آزمایشگاه داشتیم بعد یکی از بچه ها که خیلی ازم بدش میاد تو آزمایشگاه بود و گف مار از پونه بدش میاد هی جلوش سبز میشه نمی دونم پیش خودش فکر کرده عن خاصیه کیه اصن

بعد اون زنگ رفتیم تو کلاس که دیدم یکی اومده کتاب دوستم که داشت دنبال کتابش می گشت رو گذاشته تو کیف من اون اصن جلوی کلاسه من ته کلاسم پنج تا نیمکت فاصله داریم ! بعد دیدم هنین دختره کلی عذاب وجدان گرفته و هی راه می رف میگف دوست و دشمن خودت رو بشناس (به دوستم می گف)

بنظرتون باید باهاش چیکار کنم دلیل این رفتارای بچگونه چیه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

به یه جات بکیر

آخه خودش قیافش شبیه یه تیکه گو.ه میمونه با همه بچه ها بحث می کنه همش تیکه میاندازه طعنه میزنه و میخنده فکر نی کنه خیلی کاراش خفنن گنگه خیلی اعتماد به نفس داره

آخه خودش قیافش شبیه یه تیکه گو.ه میمونه با همه بچه ها بحث می کنه همش تیکه میاندازه طعنه میزنه و میخن ...

خب این معلومه چجوری آدمیه ولش کن بابا

زندگانی نیست، تمرین فراوان مردن است.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز