از وقتی بدنیا اومدم ،دنبال این بودم یکاری کنم ازم راضی باشی .. دنبال این بودم تو رو بخندومت بابا..
بی علاقه بودم به تجربی ولی یروز نشستی گفتی آرزوته پزشک شم
آرزومو یاد رفت..
آرزوت شد بزرگترین هدفم..
اگه خوب بودی خوب میشدم
اگه بد بودی قلبم میشکست
اگه عصبی بودی عصبی میشدم
هنوزم همینم بابا
هنوزم تو برام مهم ترینی
هیچوقت بدون تو خوشحال نبودم
شبایی که نمیومدی خونه تا صبح چشم به رات میموندم
هفته ای یبار میدیدمت ،هفته ای یبار می خندیدم..وقت نداشتی باهام حرف بزنی..ولی همون ۳۰ثانیه منو خوشحال ترین دختر دنیا میکرد..
خودت بابا نداشتی ولی بهترین پدر دنیا شدی برام..
حالا چرخ دنیا چرخیده ،خدا میخواد امتحانم کنه..نمیدونم..ولی تو خوب نیستی بابا..حالت بده
نمیتونی حرف بزنی..بابا مگه دیگه نمیخوای صدام کنی ؟صداتو کجا گم کردی بابا؟
بمیرم برات..
بمیرم برا خستگیات..بمیرم برا نپوشیدنات ..بیرون نرفتنات ..بمیرم برا چشمات بابا..
بهت قول دادم اونیکه تو میخوای بشه. ولی زورمممممم نرسیددددددددددد
نتونستمممممم...من نتونستم تو رو شادت کنمممممم....
باید وقتی همه جونم رو تخت بیمارستانه تست بزنم،وقتی قلبم داره ذره ذره میشه؟
باشه..اگه این اونچیزیه که تو میخوای باشه..
اگه این اون راهیه که باید برمش..میرم..
میرم..!
دعا کنین برا بابام...
دعا کنین خدا زندگیمو بهم برگردونه..