یه بار یکی از اشناهامون تهرانیه میاد روستا خیلی کلاس میذاره میگه من عنبر نسا دود میدم جوشای صورتم میره
این روستاییا طفلیا میگن خوش بحالت به صورتت میرسی و حتما عنبر نسا گرونه ما نمیتونیم بزنیم
اصن چی هس؟؟؟
این تهرانیه میگه اونا که از پشگل یه ذره بزرگتره😁😁😁😁
اینام میگن بابا همون تاپاله خودمونو میگی😁😁😁😁😁