همش میگه طلاق بگیر 2 سال ازدواج کردم
یکسره میگه بدم میاد ازت نمیخوامت دعوا کوچیک میکنیم میوفته به جون من تا حد مرگ میزنم
همه فک و فامیلش تو زندگیمون دخالت میکنن همین دیروز شوهر خالش اومده میگه وقتی قهر خونه بابات بودی بابات در خونمون التماس میکرده
چند وقت پیش ها هم رفتم خونشون هر چی فوش به دهنش رسید به داداشم گفت
چیکار کنم راهنماییم کنید
بگم این دو سال خیلی عذاب کشیدم خیلی روزای سختی رو گزروندم شوهرم همش چسبیده به مادرش و خالش و فک و فامیلش
بالای ده بار قهر رفتم خونه پدرم