سلام خواهرا من حدودا چند وقت با آقایی همشهری پدرم هستن تو فروشگاه آشنا شدیم و ایشون به من علاقه مند شد خلاصه اومد گفت باهام ازدواج میکنید منم قبول کردم یه مدت آشنایی خانواده شون رو بهم نشون داد
اما بعدش متاسفانه مادرشون راضی نشد گفتن عشقم باید بره یکی از دخترای فامیل رو بگیره الان با عشقم کلا کاتیم پسری که عین پدر بود برام همه جا مراقبم بود کلی وسایل کلی چیز میخرید اما یهو سرد شد خیلیا میگن مادرش طلسم کرده سردی زده بنظر شما این پسر عاشقم بوده واقعا چرا سرد شد؟؟