سلام بچه ها سوالی می خوام ازتون بپرسم و امیدوارم که درکم کنید
من چند سال پیش اتفاقی برام افتاد که از اون تایم به بعد من شروع به کندن موهام از ریشه کردم . قبلش موهای بسیار پرپشت و بلند و زیبایی داشتم و خواهرم و بقیه بهم حسادت می کردن اما نا خودآگاه شروع به کندن موهام کردم و بگم که اون اتفاق اصلا ربطی به مسائل روانی و این چیزا نداشت اما من تقریبا ۴ ساله که این عادت رو دارم و می خوام ترکش کنم . به نظرتون اگه مراقبت و روتین مو انجام بدم و همچنین از روغن کرچک استفاده کنم آیا به حالت اول که پرپشت و خوب بودن بر می گردن ؟ لطفا روحیه و امید واهی بهم ندید و راستشو بگید آیا کسی رو میشناسید که همچین تجربه ای داشته؟ و اینکه اگه دوست داشتید این اتفاقی که واسم افتاد رو بخونید ( یه تجربه و درس عبرتی از اون اتفاقی که گفتم برام شد که هیچوقت چیز های زیبا و گرانبها و حتی روابطتون رو توی چشم مردم قرار ندید نمی دونم شاید خیلیاتون به چشم زخم اعتقاد نداشته باشید منم همینطور اما خیلی زیاد به انرژی های منفی افکار و حسادت دیگران اعتقاد دارم که روی زندگی و روانتون تاثیر داره من حدود ۴ سال پیش همونطور که گفتم موهای بسیار بلند و پر و مشکی و تقریبا لخت و کمی موجداری داشتم با اینحال که هیچ روتینی انجام نمی دادم و خیلیا از جمله خواهرم خیلی حسادت می کرد . یه روز با مامانم تصمیم گرفتیم بریم پارک دوچرخه سواری و اون پارکی که من رفتم سرا شیبی تقریبا شدیدی داشت قسمت پیاده روش همون روز رفتم حمام و کلی به موهام رسیدم . وقتی رفتیم پارک مامانم خیلی اصرار داشت که موهام رو بپوشونم یا حداقل ببندمشون اما من کله شق و خیلی حرف گوش نکنم و به حرف مامانم اهمیتی ندادم و موهام رو باز کردم و یه هدفون گذاشتم رو سرم و شروع کردم به دوچرخه سواری و پایین و بالا رفتن از اون سراشیبی و موهامم همینجور پخش توی هوا و برا خودشون موج مکزیکی می زدن و سنگینی نگاه هایی که رو بود رو حس می کردم. بعد از سه چهار بار بالا و پایین رفتن دفعه آخری که داشتم پایین می رفتم یه پیرزن جلوم سبز شد وقتی سرعتم به خاطر سراشیبی تقریبا زیاد بود و دو نفر دیگه هم اون طرف بودن و من نمی تونستم از هیچ کجا برم و بخاطر همین فرمون رو کج کردم و خوردم به شطرنج گوشه پیاده رو و پخش زمین شدم . پام خیلی خیلی خیلی درد گرفت جوری که صدام در نمیومد اولش فکر کردم یه شکستگی سادس ولی بعد اینکه رفتیم بیمارستان متوجه شدن ران پام شکسته و باید عمل بشم و ... تقریبا ۲ سال درگیرش بودم . ۶ روز رو تخت بیمارستان افتاده بودم و من آدم بسیار پر جنب و جوش و پر شوریم اما باید بگم که ۳ ماه از تابستان رو رو تخت افتاده بودم و دکترم هم بهم گفته بود ممکنه پام دیگه مثل اول نشه و کوتاه بشه و یا اصلا دیگه عفونت کنه و نداشته باشیش و ... و خلاصه بعد از ۳ ماه روتخت ۲ ماه با ویلچر می رفتم اینور اونور بعدم تقریبا ۲ ماه هم با عصا و ... خلاصه خدارو هزار مرتبه شکر پام الان اوکی شده و از موقع بیمارستان بخاطر فشار روحی شدید شروع به مو کندن کردم )