حالم از این دو نفر بهم میخوره پدرم به آدم سلطه گر که فقط میخواد خونه فقط خودش حرف بزنه و تصمیم بگیره اگر حالش بد باشه هیچکس نباید شاد باشه و همه باید مطابق حال این باشند اگر شاد باشه شاد ،غمگین باشه غمگین و عصبانی بلند میشه ناگهانی فریاد میزنه کتک میزنع بعد هم میگه بابا میزنع دیگه مادرم هم یه زن در از عقده و حقارت و سادیستی و وقتی کسی آسیب ببینه شاد میشه و وقتی موفق بشه آتش میگیره و میسوزه و دایم دنبال آسیب و حسادت به دیگران حالم از این دوتا بهم میخوره کاش اقتصاد کشور خوب بود ما هم مثل غربی ها جدا زندگی میکردیم بعد ۱۸سال
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.