حالم از این دو نفر بهم میخوره پدرم به آدم سلطه گر که فقط میخواد خونه فقط خودش حرف بزنه و تصمیم بگیره اگر حالش بد باشه هیچکس نباید شاد باشه و همه باید مطابق حال این باشند اگر شاد باشه شاد ،غمگین باشه غمگین و عصبانی بلند میشه ناگهانی فریاد میزنه کتک میزنع بعد هم میگه بابا میزنع دیگه مادرم هم یه زن در از عقده و حقارت و سادیستی و وقتی کسی آسیب ببینه شاد میشه و وقتی موفق بشه آتش میگیره و میسوزه و دایم دنبال آسیب و حسادت به دیگران حالم از این دوتا بهم میخوره کاش اقتصاد کشور خوب بود ما هم مثل غربی ها جدا زندگی میکردیم بعد ۱۸سال