خب
خسرو به داوود اشرف شک کرد
گفت کار توئه ک یکی اینجوری از ما خبر داره و میخواد اخاذی کنه و گردن داوود رو گذاشتنش رو طناب دار که اقرار کنه به همدستی
ولی داوود هیچی لو نداد و اعتماد خسرو رو ب دست اورد
از طرفی رامین دوست داوود که توسط داوود اجیر شده بود تا پولی ب جیب بزنن زنگ میزد و درخواست پول میکرد(همون طور که داوود ازش خواسته بود)ولی چون کاربلد نبود و داوود داشت لو میرفت داوود برای اینکه لو نره
رفیق خودش رامین رو با گلوله کشت!