عزیزم همین لحظه نیاز نیس که به جدایی فکر کنی.
و همه اونایی که جدا میشن یه دوران دلتنگی دارن.
قراره واسه ادامه زندگیت تصمیم عاقلانه بگیری و به مرور زمان احساساتت رو جهت بدی و باهاش کنار بیای.
تا الان احساساتت واست تصمیم گرفته. احساس ترس از دعوا کردنش، ترس از از دست دادنش ، ترس از حرف دیگران و....
اصلا شاید رفتی مشاوره و مشکلت حل شد و به اونجاها نکشید.
ولی بهتره روی خودت کار کنی و روی احساساتت مدیریت داشته باشی. نذاری احساساتت تو رو کنترل کنه.
بلکه خودت احساساتت رو کنترلش کنی.
عاقلانه جلو برو.
یه دختر بالغ و صبور، که اجازه نمیده دیگران ازش سواستفاده کنن و نمیذاره هر کسی هر رفتاری دلش خواست باهاش بکنه و عاقله و به حقوق اولیه ی خودش آگاهی داره، باش.
خوشبختی رو باید با اراده و عقلت بسازی. خودش در نمیزنه.
اگه کارای قبلی مثل از خودگذشتگی و ترس و دلتنگی و... قرار بود جواب بده، الان اینجوری نبود که اینقدر بی محلی کنه و حرفای شمارو به هیچ بگیره.
یه مدت روی خودت تمرکز کن و انتقاد هم نکن. فقط برو مشاوره و بالغانه و آروم روی خواسته هات بمون. من حس میکنم خودش میاد سمتت و رفتارش عوض میشه. ولی این کافی نیس چون مشکل شما جدی تره و گوشیشم بهت نشون نمیده حتما چیزی هس که ازت پنهان میکنه.
والا گوشی من همیشه رو میزه هر موقه شوهرم بخواد برمیداره. رمزشم میدونه. رمز لپ تاپ منو هم میدونه.