سلام
من پسرم نیاز به راهنمایی شما خانوما دارم مرسی
من ۲۷سالمه حدود ۲ سال با یه دختری دوست بودم و یه عشق دوطرفه بینمون بود البته از طرف ایشون علاقه خیلی بیشتر بود هی هدیه میگرفت برام محبت میکرد دوبار تولدم کل کافرو برام گرفته بود اگرم یه قهر کوچیک داشتیم خودش میومداشتی چند روز ک همو نمیدیدیم خیلی دلش تنگ میشد گریه میکرد و اصرار ازدواج داشت خیلی اما من موقعیت نداشتم ماسال اول دوستیمون حتی یه بحث کوچیکم نداشتیم اینجا دانشجو بود خابگاه دانشگاه بود تا اینکه اون درسش تموم شد و باید برمیگشت شهرش و مشکلات ما ازاینجا شروع شد خیلی دعوا میکردیم باهم هی قهر اشتی تا هشت ماه اینجور بودیم ک خودش میگفت علتش فقط دوریمونه تو این هشت ماه دوبارکلا همو دیدیم ک اونم خودش اومد اینجا ک ببینیم همو بعد برا یه ازمون استخدامی میخاستم شرکت کنم این دعوا ها و دوری مانع درس خوندنم بود ک دیگ تابستون جداشدیم من درس خوندم و اون ازمونو قبول شدم اما نمیتونستم فراموشش کنم یا محبتاشو فراموش کنم
حالا بهش برگشتم ک باهم باشیم و اوضاعم بهتر شد پنج شیش ماه دیگ ازدواج کنیم اما حالا بهم میگه من نمیخام دیگه باهات دوست باشم هی دعوا و قهر کنیم دیگ میترسم از اون روزا این مدتم ک نبودی هی گریه کردم از دوریت اگ منو میخای یا ازدواج کنیم یابرو براهمیشه
خانواده دختره از لحاظ مالی یکم ضعیفن خانوادم میگن ول کن توبهترین شغل داری موقعیتا خیلی بهتر برات درس میشه بعد خودمم همون موقعه ک باهم بودیم هی هواسم به دخترادیگ بود فک میکنم بقیه ازاون خوشگل ترن
و اگ بگیرمش بعدا پشیمونمیشم
نمیدونم واقعا چکار کنم ببخشید طولانی شد