2777
2789
عنوان

چیکار کنمممممم؟

685 بازدید | 60 پست

سلام دوستان من و خانواده شوهرم توی یه خونه هستیم با واحد جدا .خانواده شوهرم انتظار دارن من هر روز بهشون سر بزنم کار سختی هم‌نیست ولی من دوست ندارم توقعشون بالاست اگه نرم اخم میکنند .چرا من دوست ندارم برم من خیلی بدم .شما اگه بودین چیکار میکردین؟

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

به اخم ها توجهی نکن،بعد یه مدت براشون عادی میشه

.فقط یک زن می تواند آشپزی کند، در عین حال هم عاشق باشد،هم دلتنگ بشود،هم کتاب بخواند،هم گریه کند و هم انگار که اصلا هیچ اتفاقی نیفتاده است.

یه روزهایی رو برای خودتون معین کنید و بهشون سر بزنید

ب مرور ب این رویه عادت میکنن


برای خودتونم سرگرمی جور کنید ک توقع شون بیاد پایین

ماه هاست دنیا دارد ضدعفونی می شود                                                       گویی مهمان ویژه ای  در راه است ....

من یکسال کنار خواهر شوهرم بودم هفته ها میشد نمیرفتم پیشش چی میشد چیزی نیاز داشتم 

اگه اسمم دخی باکلاسه واسه اینه ک فراموش نکنم من زنی بودم ک اوج جوونیمو و شیطنتمو  گذاشتم پای شوهرم چه محبت ها ک نکردم از بهترین لباسها گذشتم از کمترین تا بیشترین خرج گذشتم تا بتونه ب خودش برسه بهترین ماشین خرید مغازه زد من از ارزوهام گذشتم تا ب ارزوهاش رسید 😔 اما جوابم این بود کتک فحش تهمت خیانت و بیرون شدن  از خونم😔 من مادر بودم نتونستم زندگی دخترمو تباه کنم چون پدر خوبی برای دخترم بود نخواستم در حقش ظلم کنم و زندگیش بشه پر از استرس و غم ...دختر من هم پدر میخواست هم مادر پس موندم اماااا شوهرمو از قلبم بیرون کردم الان من یه دخی باکلاسم 😍 انواع لاکارو دارم یه عالمه ماسک و کرم و اسکراپ  انواع لباسا رنگی رنگی یه دختر ژیگول و شیکم یه دختر شاد و خوش رقص دوستای خوب و پایه دور همی و مهمونی من حتی برای خودم کادو هم میخرم  من دیگه از چیزی نگذشتم من خودمو تو محبت کردن ب پای مردی ک لیاقت نداشته بود گم کردم من سخت درگیر شستن و روفتن و شوهر داری و پس انداز بودم خودمو از همه چیز انداخته بودم   ☹️اما الان  این منم یه دختر ک زندگیش واسه خودشو دخترشه😉 ک و ن لق بقیه ک باعث ازارم شدن 😝تنهایی و عشقه 

من صبح تا بیدار میشم اول میرم ب مادر شوهرم سر میزنم میگم اومدم سراغت را بگیرم ببینم حالت چوره نیم ساعت پایین هستم بعد میرم بالا تا شب هم اخر شب نیم ساعت میرم میگم اومدم پدر شوهرم را ببینم بعضی روزاهم ب زور میام بالا همش پایینم

😘😘😘خدای مهربون عشقم و ثمره ی عشقم راخودت واسم حفظ کن    تیکر تولد دوسالگی دخترمه.

ب منم میگن هرروز بیا سر بزن ولی نمیرم

کجا باید برم یه دنیا خاطرت تورو یادم نیاره...کجابایدبرم که یک شب فکر تو منوراحت بزاره...چه کردم باخودم ک مرگ وزندگی برام فرقی نداره...محاله مثل من توی این حال بد کسی طاقت بیاره...کجابایدبرم ک تو هرثانیه ام تورو اونجا نبینم...کجا بایدبرم ک بازم تا ابد ب پای تو نشینم...قراره بعدتو چه روزایی رو من توتنهایی ببینم...دیگه هرجا برم چ فرقی میکنه از عشق تو همینم...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2839
2834
2835
2108