اون یک دوشیزه بی گناه خوشگل داف زیرک و با درایت بود که با ملاقات های مکرر شبانه امپراتور سوکجونگ کم کم در اورا برد و دلبر و سوگلی سوکجونگ شد.
کمی که گذشت او رسماً سوگولی شاه شد.
ملکه مادر از او بیزاره چون او سوگلی حزب دشمنشهر
ملکه این هیون که زنی پاکدامن عقیم خیرخواه و با فضلیت است به عشق و عاشقی و معشوقه اوکی جونگ حسادت خاصی میکنه
شاه ی صیغه رسمی به نام کیم گویی این داره که به شدت به اوکی جانگ و چهره دلربای او حسادت میکنه
اوکی جانگ صیغه جسور و عقده ای است
اوکی جانگ هنگامی که یک خدمتکار خیاط بود از سوکجونگ حامله بود
ولی این جنین به خاطر دسیسه و تنگ نظری های ملکه دواگر و پسرعمویش ساقط میشه
اوکی جونگ به خاطر ملکه مادر و دسیسه های او مدتی در خانه دانگ پیونک زندگی میکنه
همونجا موندگارمیشه که سقط جنین میکنه و مدتی بعد از مرگ فداکارانه ملکه دواگر به فرمان ملکه مادر بزرگ که دشمن اصلی خونی ملکه مفقود بود وارد قصر میشه
او بی باکانه و جسورانه و با اقدام مغرورانه اول از همه به ندیمه مخصوص ملکه مفقود سیلی میکنه
ملکه این هیون میفهمه اون چه عمل گستاخانه از کرد ولی چشم پوشی میکند اما اوکی جانگ با وقاحت بار دیگه به فرمان ملکه و کیم گویی این بی محلی میکنه
توسط ملکه تنبیه توبیخ میشه
کم کم ملکه متوجه میشه اوکی جونگ رقیب و دشمن اصلی اوست و کیم گویی این را استخدام و منصوب کرده بود تا جلوی کارهای شیطانی و اغوای جانگ اوکی جونگ رو بگیره
کیم گویی این مقابل اوکی جونگ می ایسته وسعی میکنه شاه رو از چنگ اسارت اوکی جونگ دربیاره
او یک شب با شاه همبستر میشه ولی هرگز نمیتونه بخاطر مشکلات عقیمی خودش از شاه باردار شه و ملکه میفهمه که کیم گویی این هرگز نمیتونه نظر شاه رو جذب کنه و باردار شه
بانو کیم از اوکی جونگ نفرت داره و هرکاری میکنه تا اوکی جونگ از کاخ رانده شه
اما اوکی جونگ میتونه از شاه باردار شن ویک پسر دنیا بیاره
شاه بخاطر تولد اولین پسر و جانشین خود اوکی جونگ رو به هویبین بالاترین مقام سوگلیهای کاخ ترفیع میده
کم کمک کیم گویی این با. دسیسه های هی بین از قصر مطرود وتبعدی میشه
ادامهپارت بعدی..........
چه نظری دارین