یه دوست صمیمی داشتم چندین ساله که اون مثل من همه چیزاشو تعریف نمیکرد
حتی وقتی با یه پسر دوست شد سال تولدشو بهم اشتباه گفت حالا نمیدونم چرا شاید خجالت کشیده ولی من باهاش راحت بودم
بعد از چند وقت یه اتفاقاتی افتاد که غیر عمد درمورد هم فکر بد میکردیم و من یادمه مستقیم بهم گفت تو چشمت شوره چون اسم کسیوبیاری زنگ میزنه یا بیرون میبینیم! چه ربطی داره؟ یا یه بار گوشیشو ازم کشید گفت بده دیگه انرژی منفی داری تو و وقتی چند ثانیه یه عکس تو گوشیشو داشتم نگاه میکردم ازم کشیدش
و چون رفتاراش یجوری بود منم فکر میکردم اون انرژی منفی داشته و بعد از چند وقت من چیزی براش تعریف کردم مانع برام افتاد و یجوری بود انگار رقابت کرد و صدقه و اینا دادم بهتر شدم دیگه فکر کردم اونم انرژی منفی داره
یعنی هردو این فکرو درمورد هم کردیم
ولی من مستقیم بهش نمیگفتم چون اون قبلا گفته بود یه بار منم بهش گفتم حالا بشوخی یا جدی ولی گفتم
بعد اون با یه پسر دوست شد کلا رفت و ازش خبر نشد جوابمم نمیداد حتی کارش داشتم حتی گفتم چته تو بهم بگو چیزی هست
بعد از چند وقت که هی دور میشد ازم پیام داد پول میخواست منم جواب دادمو بعد از چندتا پیام باز خبر نشد و نمیگم عمدی شاید غیر عمدی بود
و انگار از هر جمله من برداشت بد میکرد فکر میکرد حسودم! دیگه انقد جواب نمیداد رفتم دم خونشون دیدمش گفتم چیشده گفت تو فکر کردی من رابطتو چشم میزنم قبلا و من چون این فکرو واقعا کردم اونم نه عمدی بخاطر شواهد گفتم یه فکرایی میکردم برا چشم و اینا ولی عمدی نبود خب تو دیگه مستقیم بهم میگفتی چشمت شوره و فلان
و من میخواستم منو ببخشه کلا
ولی دیگه خودمو در نظر نگرفتم که اونم خب بهم گفت چشم شور شاید از نظر رابطه این فکرو نکرده که چشمش میزنم من از اون نظر این فکرو کردم و نمیدونم چرا ولم کرد این مدت ازم ناراحت بوده یا فکر کرده چشمش میزنم اون و پسره رو که رفت
ولی جوری شد انگار من دنبالشم و من هی بهش میگفتم وایسا نرو و گفت من کار دارم دیگه باید برم رفت و دیگه جوابمو زیاد نمیداد فرداشم خواستم ببینمش جواب نداد