سلام خانوما من یه خانم خانه دار هستم خیلی تنهام شوهرم درگیر کار و مشغله های زیاده توی روز بیشتر وقت تنهام مدام توی ذهنم با خودم حرف میزنم الان شش ساله ازدواج کردمفامیل و دوست هم که ارتباط داشته باشم انچنان نداریم احساس تنهایی دارم احساس میکنم افسرده و فرسوده شدم حوصله کلاس و ورزش هم ندارم دیگه چیزی خوشحالم نمیکنه واقعا کم اوردم شما چیکار میکنید که حس زندگی و خوشحالی دارید از خودتون بگید انگیزه و روحیه قوی خودتون رو از کجا اوردید اخرین باری که خندیدم یادم نمیاد
منم تنهام همیشه با پسرم سرگرم میشم میتونی کیک پزی یاد بگیری یا خیاطی تو خونه
یعنی کیک پزی کمک میکنه؟ الان حرفه ای رو دنبال نمیکنم دانشگاه رفتم اما سره کار نه کل مسولیت خانه گردن منه همه چی! تا قفل کردن در اخر شب خاموش کردن چراغ ها و. ساده ترین تا مهمترین چیزا همه چی
منظورم اینا بیشتر برو خونه مامانت اینا تنها نباش تو خونه
مادرم بیماره بهش رسیدگی میکنم دکتر میبرم مادرم توی محل خودشون باخانم های همسایه سرگرمه خیلی علاقه ای نداره با من پاساژ بیاد رستوران بیاد خونشون میرم اما خیلی روی احوالم تاثیر نداره یه مدت خودم میرفتم تنهایی رستوران سینما اما الان دیگه اونم کمکی نمیکنه
گفتی که بارداری ایشالله به سلامتی اگه به دنیا بیاد اونقد سرت شلوغ بشه که❤️😂
تولد دعوت شدم نرفتم راستش حوصله ای برام نمونده افسرده شدم واقعا نمیخوام غر برنم اما انگار همه چی برام بی معنی شده نمیدونم میتونم مادر خوبی باشم با این شرایط روحی داغونم یا نه
نه مدت هاست توی این شرایط هستم شاید هم بخاطر رفتار همسرم متاسفانه اینطوری شدم همه جا تنها بودم حمایت نشدم کسی رو هم نداشتم بهم کمک کنه یا راهنماییم کنه