دوستان یه چیزی چند وقت پیش متوجه شدم این از یکی از همکلاسی هام که اتفاقی دیدمش با هم حرف زدیم مدت زیادی پیش هم بودیم به خاطر همین حرف زیاد زدیم بعد من نمیدونم تو رابطه بود یا نه ولی اینجوری بود که میگفت من خشن دوست دارم که بزنه منو نمیدونم نزاره برم بیرون روم غیرتی باشه بچه ها یه حرفایی که باورم نمیشد این همون ادم باشه منو تو خونه حبس کنه بهم دستور بده بهم تجاور کنه بعد خیلی هم دوستم داشته باشه پناه بر خدا مگه میشه کسی ادمو دوست داشته باشه بعد این بلا ها رو سرش بیاره مگه اسیریه دوستان یه حرفایی میزد من مطمئن شدم این بدبخت روانی شده بعد خیلی تو اطرافم میبینم که دخترا به همچین مردایی گرایش دارن یعنی میگن اونی که عاشقمه باید اینجوری باشه بعد این که میگم هم سن خودمه ۱۹ سالشه و بعد صحبت باهاش خیلی ذهنم درگیر شد جالب اینجاس که تو اینستا هم نو کامنت های یه پست هم دیدم که پسرا میل به خشونت نسبت به پارتنر دارن این قضیه برای حدودا یه هفته هست این مدت راجبش یکم تحقیق کردم ببینم اصلا چیه چرا اینجوریه و دروغ چرا مثل چی ترسیدم
چیز عجیبی نیست من خیلی وقت پیش با یک دختری حرف میزدم تو مجازی بهم گفته بود رمان میخونه اکثرا بعدش دیدم رمانایی که میخوند حالت داستان طوره تجاوز طور بوده 😐
بچه باید در خانواده ایربا فضای سالم و آروم بزرگ بشه عزیزم احتمالا ریشه ی رفتار خودشم به نوع خانواده ش مربوطه ازش فاصله بگیر البته به خودت مربوطه ولی ممکنه تحت تاثیر قرارت بده
نه بابا تو خیلی جلویی و سالمی اتفاقا 😂 خواستم بگم آدم اینجوری هست ازشون فقط باید فاصله بگیری یکسریا ...
چه میدونم ادم به شک میوفته
من اصلا همون شب این حرفا رو زد شمارشم سیو نکردم که نداشته باشم الان یه ترس عجیبی افتاده به جونم میگم نکنه همه مردا همنیجوری شدن نکنه خودشو خوب جلوه بده بعد بد باشه البته من که کسی نمیتونه چیزی بگه بهم به بابام میگم لهش میکنه ولی خب خودم میترسم حس میکنم اونقدر زرنگ نیستم که یتونم تشخیص یدم بابام بیچاره هر روز میگه من میترسم این بره تو جامعه گولش بزنن 😂😂
نه پس نرمال نیست من بچه بودم هیچ کس توی فامیل و همسایه ها و مدرسه باهام بازی نمیکرد چون قوانین بازی ...
من از خانواده محبت زیاد دیدم ولی بین همکلاسی و فامیل اینا اصلا هیچوقت نبودم کلا ادم درون گرایی بودم هیچوقت با کسایی بازی نمیکردم خودم هنوزم همینجوریم میگم از بچگی یه ترس نزدیک شده دارم به ادما انگار میترسم اونجوری که نشون میدن نباشن بعد من ضربع بخورم من حتی تا سال اخر دبیرستان هم باز تنها بودم اصلا اینجوری نبود بگم دوست صمیمی داشتم البته اینکه محتوایی برای نمایش نداشتم هم بی تاثیر نبود مثلا خودشون مینشتن دور هم میگفت من پسر فلان رفتم موتور سواری حالا چون من اینجوری نمیگفتم کلا ساکت بودم جذب نمیشدن سمت من