|•پیوسته در تاریخ ساعتی فرا میرسد که در آن، آنکه جرئت کند و بگوید دو دوتا چهارتا میشود، مجازاتش مرگ است•| |•از دور ریختن قواعدی که به من تلقین شده بود، آرامش مخصوصی در خودم حس میکنم•|
شب بود با ماشین رفتیم خرید کردیم تو راه برگشت سرعت ماشینمون ۱۶۰ تا بود یه سمند از جلو ما میرفت جاده یه طرفه بود از بس سرعت زیاد بود تا اومدیم ماشین از سمند بگذرونیم ماشین به گوشه سمند خورد
شب بود با ماشین رفتیم خرید کردیم تو راه برگشت سرعت ماشینمون ۱۶۰ تا بود یه سمند از جلو ما میرفت جاده ...
جاده یکطرفه ۱۶۰تو بزرگراه قفله
عمری ک اجل در عقبش میتازد هرکس که غم و غصه خورد میبازد پس غصه و اندوه چرا ای عاقل دنیا ب دمی دنیا کار تو را میسازد & زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست آنقدر سیر بخند که ندانی غم چیست &هرکسی را محرم اسرار و تنهایی ندان سایه همراه تو میآید ولی همراه نیست.&گوش خر کوتاه کردی اسب شد آیا مگر؟جان من ذاتیست بعضی ویژگی های بشر
از سرعت زیاد ماشین بیرون از جاده رفت بیرون از جاده به صورت شن ریز بود که اون طرفش جاده یه طرفه برای رفت بود خوردیم به شن ریز از سرعت زیاد ماشین یک متر رفت هوا و بعد پرت شد لاین یا همون جاده دیگه
شب بود با ماشین رفتیم خرید کردیم تو راه برگشت سرعت ماشینمون ۱۶۰ تا بود یه سمند از جلو ما میرفت جاده ...
این همه سرعت چه خبره
|•پیوسته در تاریخ ساعتی فرا میرسد که در آن، آنکه جرئت کند و بگوید دو دوتا چهارتا میشود، مجازاتش مرگ است•| |•از دور ریختن قواعدی که به من تلقین شده بود، آرامش مخصوصی در خودم حس میکنم•|
نه آزاد راه نبود از این جاده هستن یه خط از وسط داره
میدونم میگم تو بزرگراه ۱۶۰ نمیشه چ برسه به یکطرفه و باریک
عمری ک اجل در عقبش میتازد هرکس که غم و غصه خورد میبازد پس غصه و اندوه چرا ای عاقل دنیا ب دمی دنیا کار تو را میسازد & زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست آنقدر سیر بخند که ندانی غم چیست &هرکسی را محرم اسرار و تنهایی ندان سایه همراه تو میآید ولی همراه نیست.&گوش خر کوتاه کردی اسب شد آیا مگر؟جان من ذاتیست بعضی ویژگی های بشر
دوستان نگم از حالم وقتی ماشین تو هوا بود شیشه های ماشین خورد شد و کمی رفت دهنم چشمام از ترس گشاد شده بود اصلا ذهنم قفل شده بود فقط جلو نگاه میکردم دهنم از ترس باز مونده بود
خلاصه خرده شیشه رفت دهنم تازه عقلم کار کردم ایربک سفید هست تو شرایط اضطراری باز میشه وقتی ماشین با سرعت نیومد به زمین ایربک باز شد منم فکر کردم رفتم اون دنیا چشامو بستم و فقط خدارو صدا زدم
دو بار ماشین غلت خورد و وایستاد چشمام باز کردم زانوم درد میکرد به زور از شیشه جلویی اومدم بیرون دهنم خورده شیشه بود هوا تاریک بود ماشین ها یک به یک وایستادن
دنبال راننده بودم دیدم تو ماشین هست اومدن بیرون کشیدن راننده پاش از سه جا شکست ولی من چیزیم نشد فقط پام ترک برداشت همه شوکه شده بودن هیچوقت این قضیه از یادم نمیره خاطره تلخم تو ۱۸ سالگی بود راننده هم نامزدم بود که به اجبار من به خرید رفتیم و پاس از سه جا شکست هیچوقت خودمو نمیبخشم به خاطر بچگیم به خاطر پایین که من باعث و بانی بودم به خاطر اینکه پشت کنکور موندم