خسروخان مردی ثروتمند خوش مشرب خوش خوراک است که صاحب یک عمارت مجلل و خدمتکاران بی شمار است
خسرو و غنچه خاتون (همسر) صاحب دو پسر میشوند.
خسرو عاشق پسرانش است
تااینکه غنچه خاتون دوباره باردارمیشه و رمال وپیشگو خبر میکنه
او به رمال وپیشگو پاییند بود و به همین دلیل به حرفهای آنان اعتقاد کامل داشت.
رمال میگوید که فرزند دل او نحس و ماورایی است و یک دختر فرا طبیعی است .
غنچه از این بابت سخت رنجور میشه
او این موضع را از خسرو خان پنهان میدارد
تااینکه فخری متولد میشه و خسروخان غافل از همه چیز عاشق فخری است.
غنچه خاتون دوباره باردار میشه
...
ادامه پارت بعد..
شما چه انتقاد ونظری دارین راجع بش؟
.